زن...
اینجا زمین است. . .
حوا بودن تاوان سنگینی دارد!
در سرزمین من هیچ كوچه ای
به نام هیچ زنی نیست
هیچ خیابانی …
بن بست ها اما
فقط زنها را می شناسد انگار...
در سرزمین من
هم زنها از رودخانه ها
تنها پل هایی است
كه پشت سر آدمها خراب شده اند...
اینجا. . .
نام هیچ بیمارستانی
مریم نیست
تخت های زایشگاهها اما
پر از مریم های درد كشیده ای است
كه هیچ یك ، مسیح را
آبستن نیستند ...

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۲ ساعت 17:0 توسط مریم
|