سرزمینم...
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۲ ساعت 17:2 توسط مریم
|
اینجا زمین است. . .
حوا بودن تاوان سنگینی دارد!
در سرزمین من هیچ كوچه ای
به نام هیچ زنی نیست
هیچ خیابانی …
بن بست ها اما
فقط زنها را می شناسد انگار...
در سرزمین من
هم زنها از رودخانه ها
تنها پل هایی است
كه پشت سر آدمها خراب شده اند...
اینجا. . .
نام هیچ بیمارستانی
مریم نیست
تخت های زایشگاهها اما
پر از مریم های درد كشیده ای است
كه هیچ یك ، مسیح را
آبستن نیستند ...


در اینجا ، زن بودن ، به خودی خود جرم است ...
کفنی سیاه بر سرت پوشاندند و زندگی را در تو کشتند ، تار مویت ، رویت ،
لبخندت ، صدایت و همه چیزت ممنوع و جرم است ،حتی عکس تو بر
اعلامیه
مرگت جرم است.....
این روزها دورِ دوری، تا بی نهایت؛
با تمامِ نزدیکی ات به من ...!

وقتي زير پايشان "له" شدي، روي سرشان جا داري....
البته، به عزت و شرف لا اله الا الله....