فروغ فرخزاد

می روم خسته و افسرده و زار
سوی منزلگه ویرانه خویش

به خدا می برم از شهر شما
دل شوریده و دیوانه خویش

می برم تا که در آن نقطه دور

شستشویش دهم از رنگ نگاه

شستشویش دهم از لکه عشق

زین همه خواهش بیجا و تباه

 
می برم تا ز تو دورش سازم

ز تو ای جلوه امید محال

می برم زنده بگورش سازم

تا از این پس نکند یاد وصال

 
ناله می لرزد

می رقصد اشک
آه بگذار که بگریزم من

از تو ای چشمه جوشان گناه

شاید آن به که بپرهیزم من

بخدا غنچه شادی بودم

دست عشق آمد و از شاخم چید

شعله آه شدم صد افسوس

که لبم باز بر آن لب نرسید

عاقبت بند سفر پایم بست
می روم خنده به لب ‚ خونین دل

می روم از دل من دست بدار

ای امید عبث بی حاصل

عادت....

 

به بودنها ، دير عادت كن

و

به نبودنها زود،

آدمها نبودن را بهتر بلدند!!

خدایا...


خدایا ......


حواست به این پایین هست ؟؟؟؟؟؟


دعا...

نردبان دلم شکسته است

می شود کمی برای من دعا کنی ؟؟؟

یا اگر خدا اجازه می دهد

یک کمی به جای من خدا خدا کنی؟؟

راستش ؛ دلم ....

مثل یک نماز بین راه

خسته و شکسته است!!!

می شود برای بی قراری دلم

سفارشی به آن رفیق با وفا؛ خدا کنی ؟!

حاجت روا...


پيشاني اَت بُقعه ي هَميشــه اَمن ياد ِ من استـ ...

مي بوسَمش شايـــد از پُشت اين ضَريـح حــاجت رَوا شومـــ !!!

میدانی...

بی تو اما عشق بی معناست ، می دانی؟

دستهایم تا ابد تنهاست ، می دانی؟

آسمانت را مگیر از من ، که بعد از تو

زیستن یک لحظه هم ، بی جاست ، می دانی؟

عجیب موجودیست زن...

زن که باشی باید صبور باشی مدارا کنی و با همه ی بغض ات لبخند بزنی

...زن که باشی

!!!هزار بار هم که بگوید:دوستت دارد

بازهم خواهی پرسی:دوستم داری؟؟؟

.......و ته دلت همیشه خواهد لرزید

.....زن که باشی هرچقدرهم که زیبا باشی نگران زیباترهایی میشوی که شاید عاشقش شوند!!!

زن که باشی هروقت که صدایت میکند:خوشکلکم

خدا را شکر میکنی که درچشمان او زیبایی

دست خودت نیست
زن که باشی
...همه ی دیوانگی های عالم را بلدی

گآهی وقت ها..

گآهی وقت ها

دلم فقط سنـگـینی نگآهت رو می خوآد

که زُل بزنی بهم

و مــ ـن به روی خودم نیآرم...!!!

میخواهم..


میخواهم انتظار را بهانه ی این حال و روزم کنم

شاید خدا رحمی کند و

بیایی


از تو..

از " تـــو " دلـگیـــر نیستَــــم . . .

اَز دلـَــم دلـگیـــرَم !

کــــه نَبــــودَنـتــــ را صَبــــورانــــه تحمـــــل میکـنَــــد . . .

بـی هیـــچ شِـکــــوه ای ...!!!

برای تو...

انديشيدن به پايان هر چيز

شيريني حضورش را تلخ مي كند

بگذار پايان تو را غافلگير كند

درست مانند آغاز...

خدایا..........

گیر افتاده ام

میان پرانتزهای بسته ی دنیا

دلم یک پنجره ی روشن می خواهد

رو به تمامیت آسمان

اونیکه دنیام شد...........................بچه ها دعا کنید براg.

زنان...

دردهای خود را مانند کفشهای پاشنه بلند

میپوشند !

مهم نیست چقدر اذیت می شوند ...

... شما فقط

زیبایی آنها را می توانید بینید .

بُراده ای از بوسه

چنگ می زنم به گونه هایم !

به امیدِ بُراده ای از بوسه هایت...

با فنجانی چای هم
میتوان مست شد"
اگر کسی که باید باشد، بــــــاشد

....



سـکـــــــه ی زنـدگـیم

شـیـــــــر نـدارد

امــــــــا

هـمـیـن خـطـی

کـه مـــــــرا بـه تــــــو

وصـــــــــــــــــل

نـگـه مـی دارد را

بسیـــــار دوســـــــت مـی دارم

و تو..

این روزها حال و هوای دلم مثل قاصدکیست که

                     
نه حتی به باد! نه حتی به نسیم

به یک فوت هم دلخوش است             

یادت باشد..

ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﻓﺮﯾﺎﺩﺯﺩﻥ ﺳﮑﻮﺕ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ،

ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺻﺒﺮ ﮐﻨﻨﺪ،ﺩﺭ ﺭﺍ

ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﻣﯿﺮوند....

به خودمان قــول بدهیــم

کـاش به خودمان قــول بدهیــم

وقتی عاشق شویــم که ” آماده ایم “

نــه وقتی کــه ” تنهــائیـم

[تصویر:  www.roozgozar.com-1051.gif]

دیکتــــه روزگار

 

نبودنت را برایم دیـکتــــــه می کنــــد

 

و نـُمره من

 

بـاز می شود . . . صــفــــــــر !

 

هنــــــوز . . .

 

نـبودنـت را . . . یـاد نگرفتــــه ام  و تو هيچ گاه نخواهي فهميد

 

    که شب ها ،

 

  آن زمان که به خواب مي روي

 

  من ،

 

 همچنان گوشي تلفن را نگه مي دارم

 

 و به هيچ صدايي که نمي آيد ...

 

  فکر مي کنم !!!

 

                    و تو هيچ گاه نخواهي فهميد.

وقتی...

وقتی بهترین ها رو توی یه نفر دیده باشی

سخت می تونی خوبـی ها رو تو یکی دیگه پیدا کنی

واسه همین همیشه تنهایی

و خاطره هاست که....

دل است دیگر..

دیــدَن عَـکسَت تَـمــآم سَهمــ مَــن است،

از "تـــو " .

آن را هَـم جیره بَـــندی کَردِه امـــ

تــ آ مَبــآدآ ،

تَــوقُــعش زیاد شَـــود!!

دِل اســت دیـــگر ...

ممکن اســت فَــردا خودَت را از مــن بــِخواهـَد!

ارام..........

ــمـآم دلـتــنگـی هـآ و بی قـرارے هــآیـم را

جمـع کرده ام

تــآ وقتـی میــآیـی

سـآعـتـ هــآ در آغـوشـتـ بمـآنــم

تــآ

آرام بگــیرم

چـــــــــادر و شـــــال و حجــــــاب ؛
همه بهــــــانه است ....
تو برهــــنه باش اما .... 
خودت را پاک نگـــه دار ... !!!

گناه...

دوست داشتنَت


گناه باشد


یا اشتباه


گناه می كنم ،تــو را


حتی به اشتباه.....!!

دلتـــــنگی..


گاه دلتــنگ میشوم ، دلتــنگ تر از همه ی دلتــنگی ها ، گوشه ای مینشینم حسرتها را

میشمارم و باختن ها را و صدای شکستنها را ،

نمی دانم کدامین امید را نا امید کرده ام و کدام خواهش را نشنیده ام و به کدام دلتــنگی

خندیده ام که این چنین دلتــــــنگم..!

معجزه..

من و تــــــــو

برای کنار هم بودن

هیچ چیز کم نداریم 

به غیر از یک معجزه

یادت باشد..

اینبــآر کـ ِ مے آیے ،

خنــده هآیت یآدت نـــرود

من همـ لبـــآس هآے ِ جیب دآر تن مے کنمـ

مے خوآهم همه ے خند ـه هآیت رآ در جیب هآیمـ پنهآن کنم

برآے ِ روز مبادا